سيد على اكبر برقعى قمى

46

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

كرده‌اند و ابن اياس ابو البركات محمّد بن احمد بن اياس حنفى است از شاگردان جلال الدّين سيوطى و صاحب كتاب مرج الزهور فى وقايع الدهور و كتاب تاريخ مصر و كتاب نزهة الامم و متوفّى 930 . إيجى : به كسر همزه و جيم و سكون ياى حطّى منسوب است به ايج « 1 » و آن قريه‌اى است در فارس و قاضى عبد الرحمن بن احمد بن عبد الغفار ايجى فارسى از فقيهان و متكلّمان شافعى و صاحب كتاب مواقف در علم كلام و كتاب عقايد عضديّه و شرح مختصر ابن حاجب و متوفّى 756 و ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد ايجى نحوى اديب و معاصر و مصاحب ابن دريد بدان منسوبند . إيلاقى : با كسر همزه منسوب است به ايلاق « 2 » كه شهركيست در تركستان و ابو الربيع طاهر بن عبد اللّه ايلاقى از فقهاى شافعى از آن شهرك است . أيمن : با فتح همزه و سكون ياى حطّى و ضمّ ميم ( بنا بر ضبط صاحب قاموس ) نام ايمن بن امّ ايمن است كه از اصحاب پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بود و از هشت كسى است كه در روز احد بر سختى جنگ شكيب كرد تا كشته گرديد . نگارنده گويد : « صاحب قاموس گفته : ايمن مانند اذرع نام شخص است و مانند احمد نام موضع و ندانستم اين فرق روى چه اصلى است » .

--> ( 1 ) - ايج در اصل ايگ بود بعد از تصرّف ، اعراب آن را ايج گفتند . ياقوت گويد : « ايج همان دارابگرد باشد و در قديم شهرى معتبر بود و چندين سال پايتخت ملوك شبانكاره و مولد عضد الدّين ايجى بود » . ( لغتنامه / دهخدا : 8 / 544 ) . ( 2 ) - ايلاق : شهركى در تركستان و نام رودى به همين نام در ماوراءالنهر . اسدى طوسى در گرشاسب‌نامه در توصيف آن ، وصف مشبّعى آورده كه با اين بيت شروع مىشود : و زانجاى با بزم و شادى ورود * همىرفت تا نزد ايلاق رود ابو ريحان بيرونى در الجماهير گويد كه از ناحيت ايلاق ، فيروزه‌اى به دست مىآيد كه به فيروزج ايلاقى معروف است ( الجماهير ) .